مشارکت سیاسیِ مبتنی بر وفاداری ملیِ گروه های قومی و مذهبی موجود در یک کشور، از ارکان اصلی توسعة سیاسی محسوب می شود. در ایران دوره رضا شاه، اگرچه زمینه ی رشد مدرنیته و تحکیم مفاهیم اساسیِ آن فراهم شد اما در عمل توسعه یافتگیِ سیاسی به معنای مشارکت پذیری کلیه اقوام و ایلات و گروه های موجود در این سرزمین صورت نگرفت. مهم ترین علّت این امر، چالش این دولت با ایلات و عشایر بود. به علت اهمیت موضوع، این پژوهش با هدف بررسی وتحلیل مناسبات پُرچالش دولت رضا شاه با ایلات و عشایر به عنوان مانع مهم توسعه یافتگی سیاسی، قصد آن دارد تا به این سؤال پاسخ گوید که «چالش دولت مدرن رضا شاه با ایلات و عشایر، چرا مانع توسعه یافتگی سیاسی شد؟ » برای پاسخ به سؤال پژوهش، این فرضیه در نظر گرفته شده که «اعمال سیاست های خشونت بار علیه ایلات و عشایر، در دولت رضا شاه موجب تحکیم احساسات قومیتی شد، لذا توسعه یافتگی سیاسی تحقق نیافت. » پژوهش به شیوه توصیفی تحلیلی به این موضوع می پردازد. یافته ها نشان می دهد استفاده از شیوه سرکوب، اجبار و کنترل شدید برای مهار ایلات و عشایر به منظور تحقق مدرنیسم و تجدّد مورد نظر در دوره رضاشاه، مانع اصلی توسعه یافتگی سیاسی بود.